...وقتی دوتایی مون حال مساعدی نداریم و صبح یهو میگه پاشو بریم پارک پیاده روی ...وقتی اوایل جولای هست و هوا ابریه و ما از کنار بوته های تمشک کوچه ها و حیاطها رد میشیم و به تمشکهای نرسیده چشم می دوزیم ...وقتی میگم باهام انگلیسی حرف بزن و همون اول کار از گرامرم غلط میگیره و من قاطی میکنم که ولش اصلا...وقتی میخواد جو پیاده روی رو دوباره به حالت صلح برگردونه و میگه بیا این ترانه رو بخونیم ...و سه خط از متن ترانه ی راک اند رول دهه ی هفتاد با اسم عجیب (شُوادی وادی ) رو تکرار میکنه و ازم میخواد باهاش بخونم ...و ما با خوندنLet's go for a little walkUnder the moon of loveLet's sit down and talkو تکرار کنان در حالیکه مادرها و بچه های دبستانی کلاه ایمنی به سر با دوچرخه هاشون در حال رفتن مدرسه از کنار ما رد میشن به کفترها و قوها و غازهای کانادایی و چنگرهای پارک محله میرسیم...
برچسب:
نویسنده: نوید فلاح
تاريخ: چهارشنبه
20 تير
1403 ساعت: 5:42